مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

930

طب اكبرى ( فارسى )

[ 1248 ] فصل [ دوم ] : اندر نتوّ السرة « 1 » يعنى بلند آمدن ناف . و اين بر دو گونه است : يكى ، آنكه از يوم ولادت پديد آيد به سبب سوء تدبير كه به ناف رسد . [ علاج ] : اين را در همان ايّام اصلاح توان داد به ربط رفاده و مانند آن ، امّا چون مستحكم شود دوا نپذيرد . نوع دوم : را پنج سبب است : يكى ، آنكه صفاق آنجا به سببى از اسباب شكافته شود و ثرب و امعا بيرون آيد و ناف را بركند . دوم ، آنكه رطوبت بلغمى در ناف حاصل آيد چنان‌چه در استسقاء زقى [ است ] . سوّم ، آنكه باد جمع شود در ناف چنان‌چه در استسقاى طبلى . چهارم ، آنكه زير پوست كه بر ناف است گوشت زايد برويد . پنجم ، آن كه رگى يا شريانى كه متصل به ناف است شكافته شود و خون از وى برآيد و زير پوست [ در ] محاذى ناف جمع گردد . هريك [ از اين اسباب ] علامتى دارد ؛ مثلا اگر سبب نتوّ ، شكافتن صفاق بود ، نشان او آن است كه رنگ ناف مشابه رنگ بدن باشد و در لمس نرم نمايد و درد نكند و عند الغمر به داخل باز گردد و از استحمام ازدياد گيرد ؛ امّا آنجا كه ثرب نيز شكافته باشد و روده تنها موجب نتوّ گشته ، لازم است كه درد كند خاصه بر امتلا و هنگام برگشتن به محل خود قراقر افتد در وى . و اگر سبب نتو [ از ] رطوبت بلغمى باشد ، نشان او آن است كه درد نكند و در لمس نرم و ذى رطوبت نمايد و اگرچه هم رنگ بدن بود امّا برّاقيت و ثقالت داشته باشد و به هيچ حال درون‌سو بازنگردد و به حسب امتلا و اجتماع رطوبت و گنجايش جلد مىتواند كه در ترقى و تزايد باشد . و اگر سبب نتو [ از ] شكافتن رگ يا شريان بود ، نشان او آن است كه رنگ نتوّ بنفسجى يا سياه نمايد . و اگر سبب او گوشت زايد بود كه در اينجا رسته باشد ، نشان وى آن است كه به غايت سخت بود و [ نتوّ ] كمى

--> ( 1 ) . قاموس القانون : Unbilical hernia .